به گزارش راهبرد انرژی؛ تحلیلگرانی که وضعیت تنگه هرمز را دنبال میکنند، سه مسیر محتمل را شناسایی کردهاند که هر یک پیامدهای متفاوتی برای بازار دارند:
سناریو ۱: تنش کنترلشده (سناریوی پایه)
تبادلات نظامی از نظر دامنه و گستره جغرافیایی محدود باقی میمانند.
تنگه از نظر عملیاتی هرچند تحت نظارت شدیدتر، باز میماند.
قیمت نفت یک پریمیوم ریسک پایدار بالاتر از تعادل بنیادی عرضه و تقاضا حفظ میکند.
معاملهگرانی که پس از آتشبس موقعیتهای فروش ایجاد کرده بودند، بهصورت گزینشی شروع به پوشش آنها میکنند و فشار مکانیکی صعودی میافزایند.
سناریو ۲: اختلال عملیاتی جزئی (سناریوی ریسک بالاتر)
ایران تغییرات اجباری در مسیرها را اعمال میکند و کشتیها را به کریدورهای طولانیتر و کمبازدهتر سوق میدهد.
زمان عبور بهطور محسوسی افزایش مییابد؛ حق بیمههای تخصصی ریسک جنگ برای اپراتورهای نفتکش جهش پیدا میکند.
عرضه فیزیکی در حاشیه محدودتر میشود، زیرا تأخیرهای زمانبندی در چندین چرخه کشتیرانی روی هم انباشته میشوند.
قیمتها بهگونهای بالاتر میروند که بیش از احساسات صرف، بیانگر محدودیتهای واقعی عرضه است.
سناریو ۳: فروپاشی پایدار ترافیک (سناریوی ریسک دنباله دار)
توان عبوری تنگه هرمز کاهش مییابد و برای دورهای طولانی زیر ۵۰ درصد سطح پیش از جنگ باقی میماند.
کشورهای اصلی مصرفکننده نفت برای پر کردن شکافهای عرضه، ذخایر راهبردی نفتی را فعال میکنند.
قیمت نفت خام وارد رژیم قیمتگذاریای ساختاراً متفاوت میشود، بهطوریکه پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک به متغیر غالب قیمتگذاری بدل میشود.
سیاست امنیت انرژی در کشورهای واردکننده دچار بازتنظیم سریع و اجباری میشود.
تحلیلگران صنعت در شرکت MST Marquee خاطرنشان کردهاند که مناقشه کنونی یادآور جدی شکنندگی وضعیت تردد از این تنگه است؛ و تداوم سطح تردد کمتر از ظرفیت اسمی میتواند به محدودیتهایی در عرضه منجر شود که برای حمایت از قیمتهای بهمراتب بالاتر نفت در گذر زمان، کفایت میکند. این چارچوببندی بهویژه بهعنوان وزنه تعادلی در برابر اجماع پیش از تشدید تنشها اهمیت دارد؛ اجماعی که بر این باور بود عرضه خاورمیانه در آستانه سرازیر شدن به بازار است.